مذهبی سیاسی، عاشورایی ...


Admin Logo
themebox Logo
iframe src='http://sound.tebyan.net/SoundPlayer/246256' allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true" height="270" width="480" > عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir برای دانلود کلیک کنید لوگو روشنگری سایت جامع فرهنگی 
مذهبی شهید آوینی Aviny.com

پاتوق عمارها

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَللّهُمَّ رَبَّ الْنُّورِ العَظیمِ وَرَبَّ الكُرْسِیّ الرَّفِیعِ وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ومُنْزِلَ التَّوْریةِ وَالْأنْجِیلِ وَالزَّبُورِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَروُرِ وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَالْأنْبیاءِ وَالْمُرْسَلِینَ اَللّهُمَّ إِنّی اسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِیمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِیرِ وَمُلْكِكَ الْقَدیمِ یاحَیُّ یاقَیُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأرضُونَ وَبِإسْمِكَ الَّذی یَصْلَحُ بِهِ الأَوّلوُنَ والآخِروُنَ یاحَیّاً قَبْلَ كُلَّ حَیٍّ وَیا حَیّاً بَعْدَ كُلِّ حَیٍّ وَیاحیّاً حینَ لاحَیَّ یامُحْیِیَ الْمَوْتى وَمُمیتَ الْأَحیاءِ یاحَیُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا اَلإمامَ الهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقائِمَ بِأمْرِكَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ الطّاهِریِنَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ فی مَشارقِ الْأرْضِ وَمَغارِبها سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَعَنّی وَعَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللّهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَأَحاطَ بِهِ كِتابُهُ اَللّهُمَّ إنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبِیحَةِ یَوْمی هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَعقْداً وَبَیْعةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أبَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابّینَ عَنْهُ وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ والْمُمْتَثِلینَ لأوامِرِهِ وَالْمُحامِینَ عَنْهُ وَالسّابِقینَ اِلى إِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللّهُمَّ إنْ حالَ بَیْنی وبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنی مِنْ قَبْری مُؤْتَزِراً كَفَنی شاهِراً سَیْفی مُجَرِّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فی الْحاضِرِ وَالْبادی اَللّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ والْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ واكْحُلْ ناظِری بِنظْرَةٍ مِنّی إلَیهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاَوُسِعْ مَنْهَجهُ وَاسْلُكْ بی مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ وَاشْدُدْ اَزْرَهُ واعْمُرِ اللّهُمَّ بهِ بِلادَكَ وَاَحْی بِهِ عبادَكَ فَإنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ فَاظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّكَ وَاَبْنَ بِنْتِ نَبِیِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسْولِكَ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلّمَ حَتّى لایَظْفَرَ بِشْی‏ءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلاّ مَزَّقَهُ وَیُحِقَّ الْحَقَّ ویُحَقّقَهُ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلوُمِ عِبادِكَ وَنَاصِراً لِمَنْ لایَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْركَ وَمُجدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ وَمُشَیّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِینِكَ وَسُنَنِ نَبِیّكَ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمِّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِیّك مُحَمَّداً صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ الَلّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هِذهِ الْاُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَنَراهُ قریباً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین
.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات
   
التماس دعا    دریافت کد از: زیبا ساز وب


نویسنده :دل خــون
تاریخ:یکشنبه 7 خرداد 1391-06:07 ب.ظ

حجـــاب ...

پاسخ شهیدان به كسانی كه بی حجابی و بد حجابی رو گناه نمی دونند !





نویسنده :دل خــون
تاریخ:پنجشنبه 17 فروردین 1391-05:13 ب.ظ

لـِـیـلـی ِ قـدرِ عـلــی ...

دلنوشت:

بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ

... و به اندازه ی یك آسمان عشق، در خانه ی عـلــی"ع"

به بـلـنـدای كهكشانی از نــور، به شب هــای تنهــاییِ عـلــی"ع"

به وسعتِ عـالـَـمی ایمــان و محبّت، به نگـاهـِ مظلومانه ی عـلــی"ع"

و به شـرافتِ كلمه ی إِنَّآ أَنزَلْنَاهُ فِى لَیْلَةِ الْقَدْر ی كه خداوندگار به منزلتـَـش نزول فرمود،

او فـاطمـــه است

او كه معنـــــــــای تمامِ عشق است

او كه زیبــــــاترین تفسیــرِ آیـاتِ عشق است،

وَمَآ أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ

و تـو چه میدانی كه چیست و كیست آن كس كه مــادرِ پـدر می خواندندش؟

كیست آن یگانه بـانـوی آب و آفتـــاب؟

كیست آن روشنیِ چشمــانِ آئینه های عشق و صداقت؟

و كیست آن لیله ی قـدرِ عـلــی"ع" ...؟

 

او فاطمه است

او كه بهتـرین واژه ی پاكی ست

او كه والاتــرین مخـدّره ی اهل بهشت است

و او فاطمه است

اوست كه لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّن أَلْفِ شَهْرٍ .....؛

و چه تاریك است امشب

چه سرد و بی پناه و پـُر ز درد است امشب،

ضربه های سـرد و سهمـگین ظلمتِ این شب است كه صورتِ مـــاهـ را تیره كرده

و گلبرگ های یـاسِ پرپر شده ی حبیب است كه تیرگی شب را به كبودیِ عصمتِ آسمان هدیه كرده است،

او فاطمه است

همــو كه یـاس كبود رسول "ص" است و ریحــانه ی قلبِ نبـیّ "ص"،

او فاطمه است

اوست كه راز میخِ در بر سینه دارد

چـون پرستویی میـانِ در، به دیواری شكسته تكیه می جوید

و آتش شعله می گیرد پر و بال پرستو را .....؛

 

 تَنَزَّلُ الْمَلَآئِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ فرود آمد

ملائك فوج فوج گـِـردِ بتــولِ حقّ نـدای هل أتی گویند

و بر دامانِ ریحـان، روحِ رضوان را به بـَـر گیرند ؛

اگر چه قامتِ زهرای اطهر"س" چون كمان است

اگر چه فاطمه"س" پهلو و بازویش ورم دارد

اگر چه سینه اش زخمیّ ِ مسمـار جفــا گشته

اگر چه محسن شش ماهه اش را غرقِ خون بیند !

ولیكن فاطمه ناموسِ حقّ در دامنِ عشق است

ولیكن فاطمه دریای رحمت در میـــانِ عالـَمی درد است

و او تـنهــا دلیـلِ خلقتِ مجموعِ آلاء است

و مفهومِ شفاعت در حضور پاكِ بانویی خمیده

به صبح روز محشر در سكوتی مملؤ از فریادِ بی حاصل

سَلاَمٌ هِىَ حَتَّى‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ ،،،

و او فاطمه است

لِـیـلـی قــدرِ عـلــی"ع" ...





نویسنده :دل خــون
تاریخ:چهارشنبه 9 فروردین 1391-07:43 ب.ظ

دلـتـنگِ دیــار خـاكـم ...

دلنوشت:

لحظه ها می گذرند

ثانیه به ثانیه و دقیقه به دقیقه و ماه بـه مـاهـ

هـر روز كه میگذره، دلتنگی ها مون بیشتر و بیشتر بلكه درد آورتر میشـه؛

اصلا نمیدونم چه سـِـرّیـه كه نـوروز و بهـار با همه ی زیبایی ها و طراوتـش، با تموم ِ لحظاتِ شادی آفرینـِـ ــش، با یك دنیـا مهر و محبّـتــِ ـش كه زندگی و زنده بودن رو به قلب هـا هدیه میكنه، ولیكن دقایقی پـُـر از دلـتـنـگی رو با خود داره؛

وقتی نوروز میشه، وقتی بهـار نگـاهـِ  قشنگـِـشـو از پشت دیوارهای بلند سرد و جامه ی سپـیـد زمستون به گرمای نفس های آسمون هدیه میكنه، این یـه احساس كمبودِ غمبـاری ست كه گوشه ی دل به دلتنگی های روزمرگی هایم افزوده میشه؛

دلـتـنگم،

دلتـنگِ خاكم

دلتـنگِ دیار خاك،

دلتـنگِ مردان خاكی و خاك آلود

دلـتـنگِ دیـار مردان خاكیـی كه افلاكی تر ملائك بودند؛

كجـایند؟

كجایند حاج همّت ها و خرّازی ها ؟

كجایند باكری ها و باقری ها و زین الدین ها ...؟

 

با اومدنِ بهـار، دوكوهـه* را طلب دارد دلم

یادش بخیر شبی را در دوكوهه،

یادش بخیر اون گرمای سوزان و عطشنـاك فكـّه*

یاد آن گردان مظلوم حنظله

یاد شهادتـگاهـِ سیّد خوبان آوینی*، در آن ماسه های سوزان بخیـــر

چه زیبـا بود تشنگی در آن هـُـرم گرمای عطش؛

انگـار دیروز بود به گـاهـِ غروب

كربلای شلمچه* را می گویم

چه عاشقانه می سُرود آسمان نغمه های عاشقی را

و چه بی ریـا می نواخت خاكِ پـاكش آهنگِ دلدادگی را،

راستی یادت هست شلمچه را در آن سیاهی شب ...؟،

نوای بـبــار بـارانِ* حضرت عشق به داغِ اربابِ عشق؛

و ترانه ی آخـر سفـر عشق و عشقبازی را شرهـانی* می سُرود

چه غربتی !

چه شكوهی و چه آرامشی !

شـرهـانی، من تـو را به یــاد می سپــارم

و به دل می نشـانم،

كه این خـاك گرم و مهربـان تو بود كه آغوش عشق و محبّـت را به دامان شقایق هـا ارزانی داشت،

و ایثـار و استقامت را به عاشقان افلاكی آموخت ...

 

كجـائید ای شهیدان خدایی

بلا جویان دشت كربلائی ...

 

 





نویسنده :دل خــون
تاریخ:یکشنبه 18 دی 1390-05:31 ب.ظ

عشق و پرواز « پرستـوی مهــاجـــر» ...

دلــنوشت:

تا بحــال بـــارهـــا شده بود که شنیده بودم و یــه جـورایی معروف شده که برای مقام شامخِ شهداء اغلب از القابی مثل ِ واژه ی "پرستـوی مـهـــاجر" استفاده میشه؛ و این خیلی برام ناملموس بود که چه وجهِ تشـابُهی می تونه بین ِ مقام والای شهید و پرستوی مهـاجر وجود داشته باشه !؟

راستش خیلی وقتـــا شده بود در خلوتِ خودم می نشستم و فهرستِ بلند بالایی از اسـامی ِ شهداء می نوشتم و مطالب زیادی هم در مورد تک تکــِـ ــشون می خوندم، ولی واقعاً نمی تونستم با این عبارت «پرستوی مهاجر» و رابطه ش با شهداء کنــار بیام و بفهمم و درک کنـم !!

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/babaee/kamel/06.jpg

و اتـفـاق ِ خوب و جالبی که پیش اومد، مـواجـه شدم با یکسری مطالب و مقالاتی که بعضــاً از بـابِ تخریب برای سـریال نمایشی ِ "شـوق پرواز" رو که در جای خودش اثری ست ارزشی و قابل ِ ستــایش در مقـام والای "شهید عباس بابایی"، ((در این آشفته بازار سینما و تلویزیون مملکت اسلامی مون،،،)) وارد شده بودند و مورد انتقـاد و گـاهــاً هجمه و تمسخـُر و استهزاء قرار داده بودند و ...!

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/babaee/kamel/36.jpg

با اینـکه شــاید حدود 5 – 6 قسمتِ ابتدائی ِ این سریـال رو هرگز تماشـا نکردم و راستش انگیزه ای برای دیدنــِـش هم نـداشتم، ولی با خوندن ِ اون مطالب و مقالاتِ باصطلاح انتقـادی، و شنــاختِ تقریبی که از شهید بزرگوارعباس بابائی داشتم، خیلی مـُـقـَیـَّد شدم که این سریال رو فقط از منظـر اینکه شرح حال و زندگی ِ یک شهید هست رو دنبــال کنم !

الآن بعد از گذشتِ چندین قسمت از این سریـال، و ایجــاد ارتباط خاصـّـی که با این سناریو و موضوع ِ ارزشی ِ این فیلم برقرار کردم، واقعا تونستم به یک مصداق ِ حقیقی برای واژه ی زیبــای "پرستوی مهــاجر" برسم؛

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/babaee/kamel/31.jpg

قبل از اینکه به شرح این مصداق بپردازم، لازم هست که کمی در مورد خود ِ عبارتِ پرستوی مهاجر بگم؛

یکی از زیبـاترین مخلوقات پروردگار، پرندگان هستند که هر کدام به نحـوی و به شکلی دارای یکسری خصوصیاتِ خاصِ و منحصر به فرد هستند؛

"پرستـو" نیـز پرنده ای ست فوق العاده زیبا و قابل تحسین، که از این خصوصیات خاصّ مستثنــا نیست؛

یکی از خصوصیاتِ بارز و جالبِ این پرنده، حسّ ِ عاشقی و ایثــاری ست که در وجود ِ غریزی ِ این پرنده است، و بخاطر مهاجرت های فراوانی که این طیف از پرندگان دارند، و یک پرستـو حتـّی در پرواز و مهاجرت کردن بصورتِ واقعاً عاشقـانه ایثــار کرده، و خود را فــدای مابقی ِ پرستوها می کند، و بعنوان ِ جلودار در دسته ی پرندگان در طول مهاجرت، حتـّی جــان ِ خودش رو از دست میـده، و این اتفـاق در هر بار مهاجرت برای یکی از پرستوها اتفاق می افته ...!

... و امــّـا زیبـــاترین مصداق ِ انسانی برای این پرنده، شهداء هستند که "شهید عباس بابائی" به حقّ، زیباترین و گویاترین مصداق ِ «پرستوی مهاجر» است.

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/babaee/kamel/35.jpg

عباس بابائی یک عاشق بود،

و با چند صبـائی زندگی در این دنیــای خــاکـی ثابت کرد که یک انسـان می تواند در این دنیـای سراسر مادّی و هرج و مرج، هـَم عاشق بود و عاشقانه به همسر و فرزند دل بست، و هـَم عـاشقانه دل را به دریـــای ِ مـَوّاج ِ معنویـّت بسپــارد، و عاشقانه بندگی ِ معبــود را بسـُـرایـَـد ...

عباس بابائی نشان داد که بندگی کردن فقط به سجـّـاده نشستن و عبـادت کردن نیست، بلکه بندگی کردن یعنی عاشق ِ زندگی بودن و عاشق زندگی کردن، عاشق ِ همسر و فرزند بودن، عاشق ِ خندیدن و اشک ریختـن بر خوشی ها و ناخوشی های دنیـــا ، و عاشق ِ ارزش هـــا بودن و در این راهــِ عاشقی عاشقــانه جـــان سپــُـردن است !

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/babaee/kamel2/40.jpg

عباس بابائی یک پرستو بود، پرستــوی مهـاجـری بـود که به پـــاکی ِ عـشـق، و قـداسـَـتِ قـُـقـنـــوس رسیــــد .../.








فروش چادر
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات